العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

325

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

نيز حكم مغارسه دارد به صلح و قرارداد و شروط و التزامات اختيارى به تراضى مىتوان معامله كرد كه عامل پرورش آنها را بر عهده گيرد و در محصول سهيم باشد و مجهول بودن عوض يا عمل مضر نيست . فصل سوم در جعاله جعاله آن است كه كسى براى انجام دادن كارى مزدى در عهده گيرد خواه با يك نفر خاص اين تعهد كند يا با جماعت غير معين مانند آن كه بگويد هر كس گم شده مرا بيابد فلان اندازه مال به او مىدهم . در جعاله ايجاب از طرف دهنده اجرت معتبر است بلفظ صريح در انشا چون تا ايجاب نكند كسى از راز دل او آگاه نيست اما قبول لفظى از كننده كار شرط نيست . در ايجاب جعاله جمله اسميه كافى است مانند طلاق و عتق چون در انشاى اين معامله نيز جمله اسميه استعمال شده است هر چند در نكاح و ساير معاملات در لغت عرب غير ماضى استعمال نشده است و انشاء مجاز است و مجاز تابع استعمال . جعاله در هر عمل مباح صحيح است هر چند اندازه كار و مشقت عامل مضبوط نباشد مانند يافتن گم شده كه معلوم نيست چقدر